به گزارش طنین باران ، مدیریت شهر در کلانشهرهایی چون تبریز، تنها به پاکیزگی معابر یا آسفالت خیابانها محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از تداخلات پیچیده میان سازمانهای مختلف است. علیرضا نوین که در دوران شهرداری خود، تجربیات متعددی در مواجهه با این تداخلات داشته است، از ضرورت ایجاد یک مرجع واحد برای هدایت شهر میگوید و توضیح میدهد که چگونه نبودِ این ساختار، منجر به بروز بحرانهایی میشود که در نهایت، تنها شهرداری بابت آنها پاسخگوست.
در گفتوگویی با علیرضا نوین، نماینده تبریز و شهردار سابق این کلانشهر، به بررسی مفهوم «مدیریت واحد شهری» میپردازیم؛ ایدهای که میتواند تحولی در بهرهوری شهری و افزایش مشارکت مردم ایجاد کند، اما در مسیر تحققش با مقاومتهای ساختاری روبروست. مشروح این گفتوگو در ادامه تقدیم حضور میشود:
جناب آقای نوین، مفهوم «مدیریت واحد شهری» دقیقاً چیست و چرا در ساختار فعلی مدیریت شهرهای ما، نیاز به چنین رویکردی احساس میشود؟
پاسخ: ببینید، هدف از مدیریت واحد شهری، یکپارچهسازی تمام دستگاهها و نهادهایی است که در محدوده شهر فعالیت میکنند. در واقع، تمام این مجموعهها باید تحت یک مرجع واحد (شامل شورای شهر، شهردار و زیرمجموعههای شهرداری) قرار گیرند تا تصمیمات بهصورت هماهنگ اتخاذ شود.
امروز ما با نهادهای متعددی مثل آب، برق، گاز، راه و شهرسازی، محیط زیست، راهنمایی و رانندگی، آموزش و پرورش، جهاد کشاورزی و میراث فرهنگی روبرو هستیم که هر کدام خدمات ملموسی به شهروندان ارائه میدهند. اما مشکل اینجاست که هر یک از این مجموعهها، بودجه، تشکیلات و دستورالعملهای جداگانهای دارند که گاهی با یکدیگر در تضاد هستند و این ناهماهنگیها دقیقاً در فضای شهر و در برخورد با شهروند ظاهر میشود.
این موضوع در ایران از دهه ۸۰ مطرح شد. در آن مقطع، شهرداریهای تهران و تبریز پیشگام شدند و ما متعهد شدیم ۲۳ مورد از وظایف دولت را بر عهده بگیریم، چرا که عملاً هزینه این خدمات بر عهده شهرداری بود. من در تبریز و آقای قالیباف در تهران، آمادگی رسمی خود را به دولت وقت اعلام کردیم، اما متأسفانه این مسیر به دلیل مقاومتهای شدید سازمانها و نهادهای مربوطه و عدم تصمیمگیری قاطع دولت، پیش نرفت.
یکی از بزرگترین چالشهای مدیریت شهری، بحث «پاسخگویی» است. شما اشاره کردید که در ساختار فعلی، شهرداری غالباً به عنوان تنها مقصر شناخته میشود؛ این موضوع را با چه مثالی توضیح میدهید؟
پاسخ: دقیقاً؛ بر اساس تجربهای که در دوران شهرداری کسب کردم، در مدیریت شهری باید «حرف آخر» را یک مجموعه بزند تا تصمیمات شفاف و هماهنگ باشد. اگر سیستم یکپارچه نباشد، در صورت بروز هر اختلالی، همه شهرداری را مقصر میدانند، در حالی که سازمانهای دیگر هم در آن اتفاق نقش داشتهاند.
به عنوان مثال، در سال ۱۳۸۸ وقتی بازار تبریز دچار آتشسوزی شد، تمام انگشتهای اتهام به سمت شهرداری بود. در حالی که واقعیت این بود که عوامل متعددی در این فاجعه نقش داشتند؛ از سیمکشیهای عنکبوتی و مواد اشتعالزا گرفته تا کوتاهی سازمان آب در اجرای طرح آتشنشانی و نرساندن آب به داخل بازار. حتی برخی حفاریهای غیرقانونی و محدودیتهای سختگیرانه میراث فرهنگی در آن مقطع، مانع از آن شد که آتشنشانی بتواند وظایف خود را بهدرستی انجام دهد. اما در نهایت، سیستم طوری طراحی شده که تنها شهرداری به عنوان مقصر ماجرا شناخته شود.
با نگاهی به تجربه جهانی و وضعیت فعلی کلانشهرهای ایران، آیا مدیریت واحد شهری صرفاً یک مدل اداری است یا بر تعامل مردم با شهر نیز اثر میگذارد؟
پاسخ: تداخل در وظایف شهری امروزه بهویژه در کلانشهرها بسیار شدید است. طبق قانون، شورا و شهرداری مرجع هماهنگکننده هستند و شهردار باید به عنوان «کلیددار شهر»، نقش هدایت و راهبردی سایر دستگاهها را در محدوده شهر ایفا کند.
این مدل در دنیا تجربههای موفقی دارد؛ برای مثال در سنگاپور، بارسلونای اسپانیا و شهرهای ترکیه، مدیریت یکپارچه شهری پیاده شده است.
یک نکته بسیار مهم، موضوع «مشارکت مردم» است. در حال حاضر مشارکت شهروندان در پیشبرد پروژههای آب، برق، گاز، مخابرات یا بهداشت بسیار ضعیف است. اما اگر مدیریت یکپارچه شهری ایجاد شود، یقیناً مشارکت مردم افزایش مییابد، سرعت و تأثیرگذاری کارها بیشتر شده و هزینهها کاهش مییابد. شهرداری به دلیل داشتن اعتبارات و ارتباط نزدیکتر با مردم نسبت به سایر نهادها، بهترین جایگاه برای جلب مشارکت عمومی است.
آیا در دوران شهرداری شما، نمونهای از موفقیتهای حاصل از «مدیریت یکپارچه» وجود داشت که بتوان آن را به عنوان الگویی ذکر کرد؟
پاسخ: بله، نمونههای ملموسی وجود دارد. برای مثال، در ساماندهی حریم رودخانه «میدان چایی» با مشکلات شدیدی روبرو بودیم. در آن زمان، شرکت آب و فاضلاب، فاضلاب را مستقیم به رودخانه رها میکرد و بوی بدی فضای منطقه را گرفته بود و حیوانات موذی در آنجا جمع شده بودند. ما با رویکرد مدیریت واحد و با کمک مردم بومی منطقه، توانستیم جلوی ورود فاضلاب به رودخانه را بگیریم و با متخلفان برخورد کنیم. نتیجه این شد که رودخانه ظاهری زیبا یافت و آلودگیها کاملاً رفع شد.
در زمینه حملونقل نیز همینطور بود. هنگام احداث مسیرهای BRT در تبریز، متوجه شدیم که اگر سازمانهای آب، برق و گاز و حتی پلیس راهنمایی و رانندگی در کنار شهرداری نباشند و هماهنگ عمل نکنند، پروژه پیش نمیرود. شهرداری طرح ترافیکی را اجرا میکند، اما برای موفقیت این طرح، باید تمام این زنجیره به صورت یکپارچه و در یک زمان مشخص حرکت کنند.
در مورد چالشهای مدیریت بحران و تداخل وظایف نهادی چه دیدگاهی دارید؟
پاسخ: باید صادقانه بگوییم که ما امروز با «بحران مدیریت» در حوزه بحرانها مواجه هستیم. در بسیاری از مواقع، سازمانهای اداری و دولتی مدعی اموری هستند که متاسفانه در قوانین جاری، تعیین تکلیف نشدهاند و همین موضوع باعث سردرگمی در مسئولیتها میشود. اما در مقابل، شهرداریها در عمل، بسیاری از این خلأها را پر کردهاند؛ برای مثال، شهرداری امروز هم در اسکان جنگزدگان نقش دارد، هم در صدور پروانهها و هم در مدیریت اثرات سیل و زلزله.
بنابراین، منطقی است که این مسئولیتهای عملی که در حال حاضر بر عهده شهرداری است، به صورت رسمی و قانونی نیز به این نهاد محول شود تا در کنار اختیارات، «پاسخگویی» دقیقتری را نیز شاهد باشیم.
در دو دهه گذشته، ما بارها بر لزوم «کوچکسازی دولت» تأکید کردهایم. مدیریت شهری بر اساس اصول قانون اساسی، دارای اختیارات قانونی است و شهردار به عنوان مدیر اجرایی شورای شهر، میتواند در چارچوب «طرح نظام جامع مدیریت شهری»، تکالیف خود را به بهترین شکل به انجام برساند.
به نظر شما علت عدم موفقیت طرحهای ادغام وظایف و انتقال مسئولیتها به شهرداریها چه بوده است؟
پاسخ: به باور من، دلیل اصلی این ناکامی، نبود یک «قانون جامع برنامه توسعه» است. ما با مقاومتهای جدی در برابر انتقال ۲۳ حوزه وظیفهمندی دولت به شهرداریها روبرو بودیم. علاوه بر این، تداخل و مغایرت قوانین مختلف دستگاهی، باعث ایجاد آشفتگی در روند اجرا شده است.
از سوی دیگر، یک «شکاف اعتمادی» عمیق میان شهروندان و دستگاههای خدماترسانی (مانند آب، برق و گاز) ایجاد شده که در برخی موارد ریشه در فسادهای اداری دارد. راهکار این است که دولت، نقش خود را به «سیاستگذاری و نظارت» محدود کند و اجازه دهد مدیریت شهری در حیطه اختیارات خود، به صورت مستقیم و پاسخگو، امور اجرایی را پیش ببرد.
در مقایسه میان بروکراسی اداری دولت و شهرداری، وضعیت کنونی را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: باید اذعان کرد که بروکراسی اداری در دستگاههای دولتی، به مراتب بیشتر از شهرداریها باعث آزار و اذیت مردم میشود. متاسفانه در سالهای اخیر، شاهد آن بودیم که انتصابات در بسیاری از بخشها به سمت «سیاسیکاری» متمایل شد و در نتیجه، روح «خدمترسانی به مردم» کمرنگ گردید؛ هرچند این نقیصه در برخی شهرداریها نیز دیده میشود.
اما نکته حائز اهمیت این است که اعضای شورای شهر و متولیان شهرداری باید به یاد داشته باشند که این مجموعه، یک «نهاد خدماتی» است، نه یک «تشکیلات سیاسی». متاسفانه دستگاههای دولتی به شدت گرفتار «سیاستزدگی» شدهاند و همین امر مانع از رسیدگی سریع و بهینه به نیازهای شهروندان میشود.



























