تاریخ : شنبه, ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵ Saturday, 22 August , 2026

اخبار ویژه

شاعر بلند آوازه آذربایجان درگذشت پدر کسی که بهشتی زیر پایش نیست ولی زندگی را بهشت می کند روابط عمومی و جایگاه برباد رفته جایی که ما بودیم سگ صاحبش را نمی شناخت احیای امیدها برای احیای دریاچه در سایه مدیریت جدید خطر اعتیاد اینترنتی/ کودکان را دریابید اقدامات کافی برای واگذاری تراکتور انجام شده است برگزاری جشنواره شب چلّه در شهرستان‌های آذربایجان شرقی نوآوری باید به گفتمان مدیریتی تبدیل شود کاهش سوال برانگیز بودجه آذربایجان شرقی در سال آینده مال بد بیخ ریش صاحبش آغاز عملیات ایجاد فضای سبز و کاشت گل در بوستان دانشسرا مرمت خانه تاریخی کلکته‌چی تا پایان شهریور ماه به اتمام می رسد چرا جامعه ناراضی، لزوماً جامعه رادیکال نیست؟ بهزیستی در مسیر تحول ساختاری؛ تقویت حمایت‌های خانواده محور و راه‌اندازی مراکز روزانه کودکان آذربايجان‌شرقي؛ قطب زنبورداری کشور درخشش دانشمندان ایرانی در INTARG® ۲۰۲۶ با فناوری ردیابی مغز مبتنی بر PET-MRI آبرسانی به ۲ روستای ورزقان آذربایجان شرقی با اجرای ۲ کیلومتر لوله‌گذاری تکمیل شد ضرورت تمدید اختیارات استانداران مرزی در جهت حمایت از بخش تولید و تأمین کالاهای اساسی

0

چرا جامعه ناراضی، لزوماً جامعه رادیکال نیست؟

  • کد خبر : 7158
  • 22 آگوست 2026 - 21:44
چرا جامعه ناراضی، لزوماً جامعه رادیکال نیست؟
طنین باران، دکتر خسرو کنعانی، رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی در یادداشتی ، به طرح این پرسش پرداخت که «چرا جامعه ناراضی، لزوماً جامعه رادیکال نیست؟»

به گزارش طنین باران به نقل از روابط عمومی سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی،در این یادداشت آمده است: «چند وقت پیش در نشستی با جمعی از دانشجویان و اعضای سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی، یکی از آنها جمله‌ای گفت که همچنان در ذهنم مانده است: “دیگر فایده‌ای ندارد.” او نه از خشم حرف می‌زد و نه از قصد ترک کشور یا حتی از یک مطالبه‌ مشخص؛ فقط همین یک جمله را گفت و سکوت کرد. برای فهم یک جامعه، گاهی باید به همین جمله‌های کوتاه گوش داد؛ در سکوت خانه‌ها، در گفت‌وگوهای روزمره، در نگرانی یک پدر درباره هزینه‌های زندگی، در دغدغه‌ مادری برای آینده فرزندش و در تردید یک جوان درباره اینکه چند سال بعد کجا خواهد بود.

ممکن است همه‌ اینها از شرایط موجود ناراضی باشند؛ از اقتصاد، اشتغال، هزینه‌های زندگی، عملکرد برخی دستگاه‌ها یا تصمیم‌هایی که بر زندگی‌شان اثر گذاشته است. ممکن است نقدهای جدی داشته باشند و حتی از آینده نگران باشند. اما این نارضایتی به معنای آن نیست که آنها خواهان بی‌ثباتی، خشونت یا تغییرات رادیکال‌اند.

نارضایتی با رادیکالیسم فرق دارد

یکی از خطاهای مهم در فهم جامعه امروز ایران این است که نارضایتی را بیش از اندازه سریع به رادیکالیسم ترجمه می‌کنیم؛ حال آنکه میان این دو مفهوم فاصله قابل‌توجهی وجود دارد.

نارضایتی، در ساده‌ترین شکل خود، یعنی “این وضعیت را نمی‌پسندم و فکر می‌کنم باید بهتر شود.” رادیکالیسم مرحله‌ دیگری است؛ جایی که فرد یا گروه دیگر اصلاح تدریجی را ممکن یا مطلوب نمی‌داند و خواهان تغییرات بنیادین یا شیوه‌های تندتر است. این دو را نمی‌توان یکی گرفت.

یک شهروند می‌تواند از تورم ناراضی باشد و هم‌زمان خواهان ثبات اقتصادی باشد. می‌تواند از عملکرد یک دستگاه انتقاد کند، اما اصل آن نهاد را نفی نکند. می‌تواند منتقدی جدی باشد، اما از خشونت و بی‌ثباتی گریزان بماند. نارضایتی نفی همه‌چیز نیست؛ گاهی فقط اعتراض به بخشی از وضع موجود است.

جامعه را نمی‌توان با یک برچسب توضیح داد

انسان‌ها یک‌بعدی نیستند و جامعه نیز یک‌دست نیست. یک نفر می‌تواند هم‌زمان ناراضی و امیدوار، منتقد و دلبسته، نگران و در عین حال خواهان ثبات باشد. این تناقض نیست؛ واقعیت زندگی اجتماعی است.

یک مادر ممکن است از شرایط اقتصادی ناراضی باشد، اما بزرگ‌ترین آرزویش این باشد که فرزندش در همین کشور آینده خوبی داشته باشد. یک جوان ممکن است از وضعیت اشتغال گلایه کند، اما همچنان به دنبال راهی برای ساختن یک کسب‌وکار در همین‌جا باشد. یک کارمند ممکن است از عملکرد دستگاه محل کارش ناراضی باشد، اما برای بهتر شدن همان دستگاه تلاش کند.

جامعه واقعی، مجموعه‌ای از احساسات و خواسته‌های هم‌زمان و گاه متناقض است. از همین رو نمی‌توان آن را با یک کلمه توضیح داد؛ نه “راضی”، نه “ناراضی”، نه “معترض” و نه “رادیکال”. 

نارضایتی همیشه با صدای بلند شنیده نمی‌شود

ما معمولاً زمانی متوجه نارضایتی می‌شویم که به یک رفتار آشکار تبدیل شده باشد؛ اعتراض، واکنش شدید در فضای مجازی، تجمع یا یک کنش اجتماعی قابل مشاهده. اما بخش قابل‌توجهی از نارضایتی‌های اجتماعی چنین صدایی ندارند.

گاهی نارضایتی در سکوت است، در کاهش مشارکت، در بی‌تفاوتی نسبت به مسائل عمومی، در بی‌اعتمادی، در تصمیم یک جوان برای رفتن، در کنار کشیدن از فعالیت‌های اجتماعی. و گاهی هم فقط در همان جمله‌ای که ابتدای این یادداشت آوردم: “دیگر فایده‌ای ندارد”.

“دیگر فایده‌ای ندارد”؛ این جمله از یک اعتراض بلند کم‌صداتر است، اما از منظر اجتماعی معنای عمیق‌تری دارد. شهروندی که هنوز اعتراض می‌کند، هنوز انتظار دارد کسی بشنود و چیزی تغییر کند. اما وقتی فرد به این نتیجه برسد که گفتن و نگفتن تفاوتی ندارد، مسئله وارد مرحله دیگری می‌شود.

هر سکوتی نشانه رضایت نیست. گاهی سکوت شکل دیگری از نارضایتی است؛ نارضایتی‌ای که به کناره‌گیری تبدیل شده. جامعه‌ای که بخشی از شهروندانش دیگر احساس اثرگذاری نمی‌کنند، الزاماً جامعه‌ای آرام نیست؛ ممکن است جامعه‌ای باشد که بخشی از انرژی اجتماعی خود را از دست داده است.

مسئله اصلی، نحوه‌ مواجهه با نارضایتی است

هیچ جامعه‌ای بدون نارضایتی نیست. تفاوت جوامع در این نیست که آیا شهروند ناراضی دارند یا نه؛ تفاوت در این است که با نارضایتی چه می‌کنند.

در جامعه‌ای که شهروند می‌تواند نقد کند، مطالبه کند، پاسخ بخواهد و دست‌کم امکان مشاهده‌ نتیجه‌بخشی مطالبه‌ خود را داشته باشد، نارضایتی می‌تواند به اصلاح و مشارکت منجر شود. اما اگر شهروند به این نتیجه برسد که شنیده نمی‌شود، پاسخ نمی‌گیرد و هیچ مسیر معناداری برای اثرگذاری ندارد، نارضایتی به بی‌اعتمادی تبدیل می‌شود.

اعتماد نیز معمولاً یک‌شبه از بین نمی‌رود. گاهی یک وعده عملی‌نشده است؛ گاهی مسئولی که پاسخگو نیست؛ گاهی مسئله‌ای که سال‌ها حل نشده؛ گاهی تصمیمی که برای مردم توضیح داده نشده و گاهی احساس اینکه در تصمیمی که مستقیماً بر زندگی‌شان اثر گذاشته، اصلاً دیده نشده‌اند. شاید هرکدام به تنهایی اتفاق بزرگی نباشد، اما در کنار هم تجربه‌ای جمعی می‌سازند. در چنین شرایطی، خطر اصلی این نیست که مردم سؤال دارند؛ خطر بزرگ‌تر آن است که دیگر انتظار پاسخ نداشته باشند.

یک “میانه اجتماعی” را نباید نادیده گرفت

در میان بحث‌های فراوان درباره نارضایتی، اعتراض و رادیکالیسم، کمتر درباره بخش بزرگی از جامعه سخن گفته‌ایم؛ بخشی که نه در دسته‌ “کاملاً راضی” قرار می‌گیرد و نه در دسته‌ “رادیکال”.

این بخش تغییر می‌خواهد، اما نه به هر قیمت. اصلاح می‌خواهد، اما نه بی‌ثباتی. عدالت بیشتر می‌خواهد، اما نه خشونت. پاسخگویی بیشتر مسئولان را مطالبه می‌کند، اما همچنان ثبات کشور برایش مهم است. از شرایط امروز ناراضی است، اما همچنان برای فردای ایران برنامه دارد.

این همان چیزی است که می‌توان از آن به “میانه اجتماعی” یاد کرد؛ نه یک جریان سیاسی، بلکه بخش بزرگی از جامعه که میان نارضایتی از وضع موجود و تمایل به حفظ ثبات و امکان اصلاح ایستاده است. صدای این بخش کمتر شنیده می‌شود، چون صداهای تند معمولاً بلندترند. اما همین بخش یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی کشور است؛ جامعه‌ای که تغییر می‌خواهد اما هنوز امکان اصلاح را باور دارد و درهای گفت‌وگو را کاملاً نبسته است. این سرمایه را نباید با ساده‌سازی جامعه، برچسب‌زدن به منتقدان یا نادیده گرفتن مطالبات از بین برد.

نهادهایی مثل جهاددانشگاهی، به‌واسطه‌ ارتباط روزمره با دانشجویان، پژوهشگران و کارآفرینان جوان، هر روز با نمونه‌های زنده‌ همین “میانه اجتماعی” روبه‌رو می‌شوند؛ جوانانی که نقد دارند اما هنوز برای ماندن و ساختن انگیزه دارند. مسئولیت چنین نهادهایی فقط شنیدن این صداها نیست، بلکه ساختن مسیرهایی واقعی است که این نقد به ایده، طرح و مشارکت تبدیل شود، نه اینکه در سکوت باقی بماند.

رسانه؛ نه بلندگوی نارضایتی و نه بلندگوی انکار آن

رسانه حرفه‌ای نباید مأمور تولید رضایت باشد؛ همان‌طور که نباید مأمور تولید نارضایتی باشد. کار رسانه دیدن، پرسیدن و کمک به فهم واقعیت است. اگر جامعه ناراضی است، باید بپرسد چرا. اگر مردم نگران آینده‌اند، باید ریشه‌ این نگرانی را بررسی کند. اگر اعتماد کاهش یافته، باید درباره‌ عوامل آن حرف بزند. اما باید مراقب باشد که میان “نقد” و “تخریب”، “اعتراض” و “رادیکالیسم”، “مطالبه‌ تغییر” و “میل به فروپاشی” تفاوت بگذارد.

رسانه‌ای که هر منتقدی را رادیکال معرفی کند، بخشی از جامعه را از خود دور می‌کند. رسانه‌ای که هر نارضایتی را نشانه‌ فروپاشی بداند نیز جامعه را بیش از اندازه ساده کرده است. رسانه باید جایی برای فهمیدن باقی بگذارد؛ جایی که شهروند بتواند بگوید “من ناراضی‌ام” بدون آنکه بلافاصله در یک برچسب خلاصه شود. شاید مهم‌ترین وظیفه‌ رسانه در زمانه‌ ما همین باشد: کمک به دیدن تفاوت‌های ظریف جامعه.

پرسش اصلی چیز دیگری است

به‌جای اینکه مدام بپرسیم “چرا مردم ناراضی‌اند؟”، باید سؤال دیگری را هم جدی بگیریم: “ما با نارضایتی مردم چه می‌کنیم؟”

اگر آن را بشنویم، ممکن است به اصلاح تبدیل شود. اگر آن را بفهمیم، می‌تواند به سیاست‌گذاری بهتر منجر شود. اگر برای بیان آن مسیرهای واقعی ایجاد کنیم، می‌تواند به مشارکت اجتماعی تبدیل شود. اما اگر هر صدای انتقادی را رادیکالیسم بدانیم، به‌جای حل مسئله، صورت مسئله را پاک می‌کنیم.

جامعه سالم، جامعه‌ای نیست که در آن همه راضی باشند؛ چنین جامعه‌ای اساساً وجود ندارد. جامعه سالم جامعه‌ای است که میان نارضایتی و گفت‌وگو فاصله‌ پرنشدنی وجود نداشته باشد. مردم حق دارند ناراضی باشند؛ همان‌طور که حق دارند سؤال کنند، نقد کنند و تغییر بخواهند. مسئولیت ما این نیست که جامعه را از نارضایتی خالی کنیم؛ مسئولیت ما این است که نارضایتی را بفهمیم و اجازه دهیم بخشی از آن به اصلاح، مشارکت و بهبود امور تبدیل شود.

هنوز فاصله‌ قابل‌توجهی میان “نارضایتی” و “رادیکالیسم” وجود دارد. این فاصله را نه با شعار، بلکه با گفت‌وگو، پاسخگویی، کارآمدی و اعتماد می‌توان حفظ کرد؛ و این یعنی ساختن مسیرهای واقعی برای شنیده‌شدن، نه فقط شنیدن حرف. مسئله‌ امروز فقط این نیست که جامعه چرا ناراضی است؛ مسئله‌ مهم‌تر این است که آیا جامعه هنوز احساس می‌کند نارضایتی‌اش شنیده می‌شود و می‌تواند چیزی را بهتر کند. اگر پاسخ این سؤال مثبت باشد، حتی جامعه‌ ناراضی نیز می‌تواند جامعه‌ای امیدوار باقی بماند.»

لینک کوتاه : https://taninebaran.ir/?p=7158

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آذر حاجی زاده آلودگی هوا اتاق بازرگانی تبریز ارتباطات شهرداری منطقه هشت تبریز استاندار آذربایجان شرقی استاندار آذربایجان‌شرقی استانداری استانداری آذربایجان شرقی اطلاعیه امور ارتباطات شهرداری منطقه 8 بنیاد مسکن انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی بهروز حسین زاده بهروز حسین زاده مربی تیم‌ملی کاتای نونهالان بهزیستی بیمه سلامت استان آذربایجان شرقی جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی حمله اسرائیل دانشگاه تبریز دانشگاه علوم پزشکی تبریز رئیس سازمان جهادکشاورزی استان آذربایجان شرقی روابط عمومي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي آذربايجان شرقي روابط عمومی دانشگاه تبریز روابط عمومی شرکت گاز استان آذربایجان شرقی روابط عمومی مدیریت شعب بانک توسعه تعاون آذربایجان شرقی روز معلم سازمان جهادکشاورزی استان آذربایجان شرقی شرکت آب و فاضلاب آذربایجان شرقی شرکت توزیع نیروی برق تبریز شرکت عمران سهند شرکت عمران شهر جدید سهند شرکت گاز استان آذربایجان شرقی شهادت شهرداری منطقه 8 تبریز شهرداری منطقه ۸ طنین باران قهرمانی محیط زیست محیط زیست آذربایجان شرقی مشروطه میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان‌شرقی ورزش پایگاه خبری طنین باران کاراته کمیته امداد کمیته امداد آذربایجان شرقی