به گزارش طنین باران، وارد ساختمان که میشوم، صداها و رنگها یکجا به استقبالم میآیند. در چند اتاق، دخترها هرکدام مشغول کاری هستند. در یکی از اتاقها، چند نفر با انگشتان خود رنگآمیزی میکنند؛ بدون قلممو، فقط با نوک انگشت، رنگها را روی کاغذ مینشانند و شکلهای دلخواهشان را رنگ می زنند. در اتاقی دیگر، دستها مشغول شکل دادن به گچاند؛ گلدانهای کوچک و جاقلمیهایی که یکییکی زیر انگشتانشان جان میگیرند. کمی آنطرفتر، دخترهایی کنار هم نشستهاند و پاکت پول و دستبندهایی از نگین و منجوق میسازند؛ کارهایی که زیاد به دقت و ظرافت نمیخواهد. همین چند اتاق، انگار دنیایی کوچک است که هر گوشهاش بوی ساختن و یاد گرفتن میدهد.

اینجا که وارد می شوی احساس نمی کنی مهمان هستی یا بینشان غریبه ای! . این فرشته های زمینی طوری گرم می گیرند که انگار سالهاست با تو آشنا هستند کارهای دستشان را با ذوق نشانت می دهند دیگری محکم بغلت می کند و نمی خواهد از تو جدا شود کارشناسان مرکز می گویند: دست خودش نیست استرس بالایی دارد..در اتاق رنگآمیزی، دخترها با انگشتانشان طرح های میوه را رنگ می کنند. اینجا رنگ آمیزی میوه ها از قاعده و اصول خاصی پیروی نمی کند یکی سیب را رنگ بنفش می زند دیگری خیار را زرد رنگ می زند و گلابی در دستان فرشته ای آبی رنگ می شود، برای ما شاید کمی عجیب باشد، اما برای ذهن آنها، این ترکیب کاملاً منطقی است. و آنها را آرام می کند.
در اتاق گچکاری، صدای آرام دستها شنیده میشود. گلدانهای کوچک و جاقلمیها زیر انگشتانشان شکل میگیرند؛ ساده اما دوستداشتنی. دخترها با دقت لبهها را صاف میکنند و به کارشان افتخار میکنند. پودرهای رنگی با هم ترکیب می کنند. از دل این ترکیب، سنگهای مصنوعی شکل میگیرند؛ رنگهایی شادی که میدرخشند. وارد شدن به این اتاق، دل آدم را صیقل میدهد. یک کفش کوچک، یک خرس رنگی؛ شکلهایی ساده اما دوستداشتنی که از خیال این دخترها جان گرفتهاند.

در اتاق بعدی، کارگاه کوچکی است. دخترها پاکت پول، جعبه و دستبندهایی از نگین و منجوق میسازند. نه برای فروش، بلکه برای یاد گرفتن. مهارتی که روزی، شاید تکیهگاهشان شود. برای بعضی از این دخترها، این مرکز فقط محل حرفهآموزی نیست. جایی است که با آن خو گرفتهاند و دل بستهاند. بعضیشان دوست ندارند به خانه برگردند و وقتی مجبور میشوند مرکز را ترک کنند، دلشان میگیرد اما بعضی ها هم برعکس نیامده دلتنگ خانه و خانواده می شوند اما نمی دانند پدر و مادرها برای آرام نگهداشتنشان مشقت زیادی می کشند و نیاز دارند در این مجال اندک که آنها در مرکز هستنداستراحت کنند و برای ادامه زندگی انرژی بگیرند.اینجا مرکز توانبخشی و حرفهآموزی دختران معلول بالای ۱۴ سال فاطمه (س) هشترود است؛ جایی که مهربانی در آن جاریست.

طبقههایی که منتظر همت خیرین هستندساختمانی چهارطبقه که فعلاً تنها یک طبقهاش را اندازی شده و طبقات دیگر ساخت نیمه کاره دارد و نیازمند همت خیرین عزیز را می طلبد. بوی سیمان و خاک، طبقات بالایی را پر کرده است. دیوارهای نیمهتمام، بیشتر از هر چیز، منتظر یک اتفاقاند. قرار است اینجا خیلی زود مرکزی شبانهروزی برای دختران بالای ۱۴ سال شود. اما فعلاً همهچیز به اعتبار گره خورده است.
محمود علیآبادی، رئیس اداره بهزیستی هشترود، در حاشیه این بازدید درباره وضعیت مراکز تحت حمایت این نهاد میگوید: ۱۳ مرکز غیردولتی در شهرستان فعالاند که شامل دو مرکز حرفهآموزی پسران و دختران بالای ۱۴ سال، یک مرکز توانبخشی معلولان بالای ۱۴ سال، دو مرکز مشاوره خصوصی، یک کمپ ترک اعتیاد و پنج مرکز مثبت زندگی است.
وی با اشاره به مرکز فاطمه (س) اظهار میکند: طبقه دوم و سوم این ساختمان هنوز تکمیل نشده و اگر این دو طبقه آماده شود، امکان راهاندازی مرکز شبانهروزی برای دختران بالای ۱۴ سال فراهم میشود.
علیآبادی با تأکید بر اینکه شمار دختران معلول بالای ۱۴ سال در هشترود کم نیست، میافزاید: نیاز به چنین مرکزی از مدتها پیش احساس میشد و به همین دلیل توسعه آن در دستور کار قرار گرفته است.او درباره نقش خیرین میگوید: هشترود شهر بزرگی نیست، اما خیرین آن قابل توجهاند. با این حال، برای تکمیل و تجهیز این مرکز به همراهی بیشتر نیاز داریم.
رئیس اداره بهزیستی هشترود با اشاره به توزیع جنسیتی میگوید: جمعیت معلولان شهرستان تقریباً به صورت مساوی میان زنان و مردان تقسیم شده و هر گروه نیازمند خدمات تخصصی و مستمر است.
علیآبادی درباره اقدامات پیشگیرانه اظهار میکند: در پنج سال گذشته، کلاسهای آگاهسازی برای زوجین تا ۸۰ درصد افزایش یافته و خانوادهها برای دریافت خدمات تخصصی به مشاوران ارجاع داده شدهاند. هدف این بوده که از تولد نوزادان دارای معلولیت قابل پیشگیری جلوگیری شود و ورود موارد جدید کاهش یابد.
وی با اشاره به غربالگری شنوایی نوزادان میگوید: نوزادان شهرستان زیر پوشش شنواییسنجی قرار میگیرند و برای موارد نیازمند درمان، اقداماتی مانند کاشت حلزون انجام میشود.
رئیس اداره بهزیستی هشترود ادامه میدهد: کودکانی که نیاز به مداخله دارند نیز با سمعک و خدمات شنیداری و گفتاری تحت درمان و توانبخشی قرار میگیرند تا روند تکامل شنوایی و گفتارشان کامل شود.
وی با اشاره به طرح بیناییسنجی کودکان میافزاید: در این طرح، سه هزار و ۵۰۰ کودک سه تا شش ساله معاینه شدهاند و مواردی مانند تنبلی چشم، انحراف چشم و نیاز به عینک شناسایی شده است.علیآبادی تصریح میکند: ۱۰۰ درصد هزینههای پیشبینیشده در این طرح پوشش داده میشود و اجرای این برنامهها باعث کاهش ورودی افراد دارای معلولیت شده است.

رئیس اداره بهزیستی هشترود درباره یارانه مراکز نیز میگوید: یارانه نگهداری برای مراکز روزانه حدود پنج میلیون تومان و برای مراکز شبانهروزی حدود ۱۰ میلیون تومان است.رئیس اداره بهزیستی هشترود ادامه می دهد: برای تکمیل سه طبقه این مرکز، دریافت مجوزهای لازم ضروری است و برآورد میشود حدود هشت میلیارد تومان اعتبار نیاز باشد.
علیآبادی درباره آمار معلولان شهرستان میگوید: در حال حاضر یک هزار و ۷۵۰ نفر معلول در هشترود داریم که حدود ۳۸۰ نفر آنها دچار معلولیت ذهنی هستند. وی میافزاید: بخش قابل توجهی از این جمعیت را معلولان جسمی تشکیل میدهندکه علت معلولیتشان حوادث کار، حوادث مختلف یا عوامل مادرزادی بوده است. باقی نیز در گروههای معلولیت شنوایی و بیماریهای مزمن روانی قرار میگیرند.
رئیس اداره بهزیستی هشترود با اشاره به توزیع جنسیتی میگوید: جمعیت معلولان شهرستان تقریباً به صورت مساوی میان زنان و مردان تقسیم شده و هر گروه نیازمند خدمات تخصصی و مستمر است.
علیآبادی درباره اقدامات پیشگیرانه اظهار میکند: در پنج سال گذشته، کلاسهای آگاهسازی برای زوجین تا ۸۰ درصد افزایش یافته و خانوادهها برای دریافت خدمات تخصصی به مشاوران ارجاع داده شدهاند. هدف این بوده که از تولد نوزادان دارای معلولیت قابل پیشگیری جلوگیری شود و ورود موارد جدید کاهش یابد.
وی با اشاره به غربالگری شنوایی نوزادان میگوید: نوزادان شهرستان زیر پوشش شنواییسنجی قرار میگیرند و برای موارد نیازمند درمان، اقداماتی مانند کاشت حلزون انجام میشود.
رئیس اداره بهزیستی هشترود ادامه میدهد: کودکانی که نیاز به مداخله دارند نیز با سمعک و خدمات شنیداری و گفتاری تحت درمان و توانبخشی قرار میگیرند تا روند تکامل شنوایی و گفتارشان کامل شود.
وی با اشاره به طرح بیناییسنجی کودکان میافزاید: در این طرح، سه هزار و ۵۰۰ کودک سه تا شش ساله معاینه شدهاند و مواردی مانند تنبلی چشم، انحراف چشم و نیاز به عینک شناسایی شده است.
علیآبادی تصریح میکند: ۱۰۰ درصد هزینههای پیشبینیشده در این طرح پوشش داده میشود و اجرای این برنامهها باعث کاهش ورودی افراد دارای معلولیت شده است.رئیس اداره بهزیستی هشترود درباره یارانه مراکز نیز میگوید: یارانه نگهداری برای مراکز روزانه حدود پنج میلیون تومان و برای مراکز شبانهروزی حدود ۱۰ میلیون تومان است.
«بابا غریب فرشته های زمینی
روی دیوار یکی از اتاقها، عکسی با عنوان «باباغریب، روزت مبارک» به چشم میخورد. از پرسنل که میپرسم، با دست مردی قدبلند را نشانم میدهند. همان که همه اینجا او را میشناسند.

رضا آقازاده مدیرعامل این مرکز است کسی اینجا همه او را بابا غریب می شناسداز مدیرعامل مرکز می پرسیم چرا این مسیر را انتخاب کرده میگوید: بخاطر «فاطمه، دخترم.» همین یک کلمه، همه ماجرا را روایت میکند.
فاطمه همان دختری است که وقتی پدر از فوت مادرش میگوید، بغض میکند و اشکهایش بند نمیآید. پدرش را محکم در آغوش میگیرد و کنارش میماند. فاطمه زیاد حرف نمی زند خجالت میکشد و سرش پایین میاندازد. با این حال، وقتی پدرش به ترکی صدایش میزند: «ننه فاطمه»، صدای زیبایش را میشنوم که آرام میگوید: «جانا»..آقازاده،
مدیرعامل مرکز، در گفتوگو با طنین باران میگوید: سال ۱۳۸۵، همزمان با تولد دخترم که مبتلا به سندرم داون است، فعالیتهای خیرخواهانهام را آغاز کردم و نخستین اقدامم کمک به زلزلهزدگان بم بود.او میافزاید: آن زمان وسایل مورد نیاز را جمعآوری کردم و از طریق بهزیستی به بم فرستادم. بعد از آن، با توجه به شرایط دخترم، تصمیم گرفتم فعالیتهایم را در زمینه حمایت از افراد دارای معلولیت ادامه دهم.
آقازاده با بیان اینکه استاد زندگیاش دخترش است، اظهار میکند: دخترم مسیر زندگی من را تغییر داد. کارمند جهاد کشاورزی بودم و در کنار کار اداری، این مسیر را دنبال کردم.مدیرعامل مرکز ادامه میدهد: این ساختمان را ابتدا به صورت نسیه خریدیم و بعد با کمک هشترودیهای مقیم تهران، هزینهاش تأمین شد و فعالیت مرکز ادامه پیدا کرد.
آقازاده درباره شهرت خود به «رضا غریب» و «باباغریب» میگوید: از سه سالگی مادرم را از دست دادم و چند نفر در زندگیام نقش مادری داشتند. چون نامم رضاست و از کودکی تنها بودم، به «رضا غریب» معروف شدم و بچههای مرکز من را «باباغریب» صدا میکنند.
وی با تأکید بر اینکه جایگاه مدیریتیاش را وسیلهای برای خدمت میداند، اظهار میکند: رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل هستم، اما خودم را نوکر این بچهها میدانم. هرچه دارم از دعای خیر آنهاست.
آقازاده درباره ساخت مراکز نیز میگوید: برای ساخت، خودم هم کارگری میکنم و چند نفر دیگر نیز در این مسیر کمک میکنند.




























