شاعر بلند آوازه آذربایجان درگذشت
پدر کسی که بهشتی زیر پایش نیست ولی زندگی را بهشت می کند
روابط عمومی و جایگاه برباد رفته
جایی که ما بودیم سگ صاحبش را نمی شناخت
احیای امیدها برای احیای دریاچه در سایه مدیریت جدید
خطر اعتیاد اینترنتی/ کودکان را دریابید
اقدامات کافی برای واگذاری تراکتور انجام شده است
برگزاری جشنواره شب چلّه در شهرستانهای آذربایجان شرقی
نوآوری باید به گفتمان مدیریتی تبدیل شود
کاهش سوال برانگیز بودجه آذربایجان شرقی در سال آینده
مال بد بیخ ریش صاحبش
آغاز عملیات ایجاد فضای سبز و کاشت گل در بوستان دانشسرا
مرمت خانه تاریخی کلکتهچی تا پایان شهریور ماه به اتمام می رسد
چرا جامعه ناراضی، لزوماً جامعه رادیکال نیست؟
بهزیستی در مسیر تحول ساختاری؛ تقویت حمایتهای خانواده محور و راهاندازی مراکز روزانه کودکان
آذربايجانشرقي؛ قطب زنبورداری کشور
درخشش دانشمندان ایرانی در INTARG® ۲۰۲۶ با فناوری ردیابی مغز مبتنی بر PET-MRI
آبرسانی به ۲ روستای ورزقان آذربایجان شرقی با اجرای ۲ کیلومتر لولهگذاری تکمیل شد
ضرورت تمدید اختیارات استانداران مرزی در جهت حمایت از بخش تولید و تأمین کالاهای اساسی
طنین باران، گرمایش زمین دیگر یک پیشبینی برای آینده نیست؛ واقعیتی است که آثار آن در طبیعت آذربایجان شرقی از تغییر رفتار حیاتوحش تا افزایش تبخیر آب تالابها و خطر آتشسوزی مراتع و جنگلها قابل مشاهده است؛ موضوعی که به اعتقاد مسئولان محیطزیست، بدون مشارکت مردم قابل مدیریت نخواهد بود.
طنین باران، تبریز را با ارگ میشناسند؛ با دیوارهایی که قرنها ایستادهاند و تاریخ را بر شانه کشیدهاند. اما در حافظه زنده این شهر، نامهایی نفس میکشند که نه از جنس سنگ، که از تبار انساناند؛ نامهایی که دیده نمیشوند، اما ستونهای ناپیدای تبریزند. آنان که قامت شهر را معنا کردند و از ارگ تبریز، بلندتر ایستادند.
طنین باران، در روزهایی که واژه «خدمت» گاه در حصار تشریفات رنگ میبازد، دکتر مالک رحمتی قاعدهی بازی را تغییر داد. او مردی از جنس مردم بود که نه پشت میزها، بلکه در کوچهها و کارخانهها حضور داشت؛ حضوری آرام و بیادعا. این گزارش، روایتی است از مدیری که در همان چهار ماه کوتاه، حصارهای نامرئیِ بروکراسی را شکست و نشان داد چگونه میتوان با حذف کلیشه های اداری، سرعت تصمیمات کلیدی را به نفع مردم بالا برد.
طنین باران، پزشک خیّر تبریزی، جمله معروفی دارد که باید سردرِ بیمارستانها نوشت؛ «بیماری که رایگان عمل میشود، باید از فامیل درجه یکِ من هم بیشتر احترام ببیند؛ عزت نفس او نباید خدشهدار شود.»
طنین باران، وقتی غبار فتنه فضا را تیره کرده بود، تبریز بیدرنگ به میدان آمد؛ شهری که پیش از آنکه تردید فراگیر شود، با بصیرت و وفاداری به ولایت ایستاد و بار دیگر خود را در خط مقدم حماسه ۹ دی قرار داد.
طنین باران، یک قاب شیشهای کوچک و جادویی حالا بزرگترین مانع ارتباطات و پیوندهای خانوادگیهایمان شده است. این مهمان ناخوانده و دائمی با حضور خود گرمای گفتوگوها را دزدیده و انگار یک لایه شیشه نامرئی بین آدمها انداخته است.
طنین باران، در جهان پرشتاب امروز که ارتباطات انسانها بیش از هر زمان دیگری به فناوری و شبکههای مجازی گره خورده، مفهومی به قدمت تاریخ بشر در حال کمرنگ شدن است: «صله رحم». این مفهوم که تنها به دیدار خویشاوندان محدود نمیشود، در حقیقت نمادی از پیوندهای عاطفی، اخلاقی و اجتماعی است که در آیینهای کهن و ادیان الهی، ریشهای ژرف دارد.
طنین باران، در خانهای که سکوت بر راهروهایش سنگینی میکند و نگاهها به درِ ورودی دوخته شده، مادرانی زندگی میکنند که سالهای پایانی عمرشان را با دلتنگی میگذرانند.
طنین باران، چند سالیست که قلب موغام تبریز با دستان فرزین سلطانی زنده میشود و صدای ناغارا، همچون نبضی نامرئی، قلب صحنه موسیقی آذربایجان را به تپش درمیآورد.