به گزارش طنین باران، این بازدید به دعوت اداره کل بهزیستی استان و در فاصله ۵۰ کیلومتری جنوبغربی تبریز انجام شد؛ جایی که هنر به زبان مشترک توانمندسازی تبدیل شده است.

تئاتری که هنوز اجرا نشده، اما دیده شده
جذابترین بخش بازدید، گروه تئاتر مرکز بود که تمرین نمایش «بر پهنه دریا» نوشته اسلاومیر مروژک، نمایشنامهنویس شناختهشده لهستانی را تازه آغاز کرده است. این گروه با ۶ بازیگر و ۵ نفر عوامل، در همان مرحله تمرین چنان کیفیتی از خود نشان داد که حاضران آن را در حد صحنههای کشوری و حتی جهانی توصیف کردند. قرار است این نمایش با هدف آمادهسازی برای حضور در جشنوارههایی مانند فجر ادامه یابد.
در بخش هنردرمانی، یکی از تأثیرگذارترین آثار، نقاشی خورشیدی سیاه بود. وقتی از نقاش پرسیدند چرا خورشید را سیاه کشیده، پاسخ داد: «چون پدرم کارگر است، نمیخواهم آفتاب او را بسوزاند.» این جمله نمونهای از آن است که چگونه این کودکان احساساتشان را با رنگ و خط روایت میکنند؛ یکی خشونت را با کوههای نوکتیز نشان میدهد و دیگری دنیایش را با رنگ میسازد. دیوارهای مرکز پوشیده از نقاشیهای طبیعت با رنگهای زنده است و زیر هر اثر، نام هنرمند و تاریخ خلق آن دیده میشود.

وقتی توپ تراکتور روی بوم نشست
در میان آثار، نقاشیای با نام تیم تراکتور روی توپ توجه را جلب کرد. خالق آن رقیه جلیلی، دختری روی ویلچر، درباره نقش هنر در زندگیاش میگوید: «هنر در زندگی من امید است. وقتی ناراحت میشوم، به هنر پناه میبرم. رنگها انگار با من حرف میزنند و همین باعث میشود آرام شوم.» او کشیدن این نقاشی را حاصل یک هفته کار و نشانه علاقهاش به این تیم دانست.

هنردرمانگری که به تواناییهای پنهان ایمان دارد
امیرحسن بلندی، هنردرمانگر مرکز امیرالمؤمنین، با اشاره به فعالیت خود از سال ۱۳۹۴ میگوید: «باور دارم همه این افراد توانمندیهایی دارند که با آموزش و حمایت شکوفا میشود.» او از آموزش رایگان چهارساله به یکی از هنرجویان در شهر سهند میگوید که امروز هنرمندی توانمند شده و هنر، زندگیاش را تغییر داده و زمینه کسب درآمد را فراهم کرده است. بلندی نمونه دیگری هم روایت میکند: کودکی مبتلا به فلج مغزی (CP) که کنترل حرکات دستش دشوار بود؛ مدادرنگیها را به انگشتانش بستند تا بتواند نقاشی بکشد و او در یکی از جشنوارهها مقام نخست را کسب کرد.

مادرانی که چشمانتظار یک کلمهاند
طبقه اول مرکز، دنیای دیگری دارد؛ جایی که گفتاردرمانی، کاردرمانی و خدمات کاشت حلزون ارائه میشود. مادر امیررضا، پسربچه چهارسالهای که یک سال پیش کاشت حلزون انجام داده، میگوید: «حالا میتواند بعضی صداها را بشنود و تا حدودی حرف بزند. قبلاً اصلاً حرکتی نداشت، اما حالا خیلی شلوغ شده و بازی میکند.» او برای گفتاردرمانی از گوگان به این مرکز میآید.
مادر زینب، دختر ۱۳ ساله، از نه سال مراجعه مستمر میگوید و تأکید میکند هزینه خدمات این مرکز کم است و همین موضوع کمک زیادی به خانوادهها کرده است. مادر آراز نیز از پیشرفت حرکت دست و پاهای فرزندش پس از یک سال تمرین توانبخشی خبر میدهد.

۲۶ مرکز و ۳۵۰۰ مددجو در آذرشهر
لیلی خلیلی، رئیس اداره بهزیستی آذرشهر، میگوید: «۲۶ مرکز تحت نظارت داریم که شامل مراکز شبانهروزی، توانبخشی روزانه، نگهداری کودکان، درمان و ترک اعتیاد و سایر مراکز حمایتی و اجتماعی است.» به گفته او، طی دو سال گذشته تعداد مراکز توانبخشی روزانه شهرستان از دو به چهار مرکز افزایش یافته و در این مراکز خدماتی از جمله گفتاردرمانی و هنردرمانی ارائه میشود.
خلیلی با اشاره به جمعیت حدود ۱۵۰ هزار نفری آذرشهر میافزاید: «حدود ۳۵۰۰ فرد دارای معلولیت و ۱۰۰۰ زن سرپرست خانوار تحت پوشش خدمات بهزیستی این شهرستان هستند.» او از پرداخت ۶۲ میلیارد تومان تسهیلات خوداشتغالی با سود چهار درصد در سال گذشته خبر میدهد که حدود ۴۰۰ نفر از آن بهرهمند شدند. همچنین ۲۵ فرد دارای معلولیت در یکی از کارخانههای شهرک صنعتی شهید سلیمی مشغول به کار هستند و سال گذشته ۱۰ میلیارد تومان کمک خیرین برای مراکز این شهرستان جمعآوری شد.

کمبود نیروی انسانی؛ چالش پیش روی بهزیستی
خلیلی با اشاره به محدودیت نیروی انسانی میگوید: «در حال حاضر ۱۲ نفر در اداره بهزیستی شهرستان مشغول فعالیت هستند که شش نفر از آنها دارای معلولیتاند و برخی نابینای مطلق یا دارای محدودیتهای جسمی هستند.» او تأمین نیروی متناسب با حجم خدمات را از مسائل این اداره میداند.
۸۰ درصد مددجویان به بازتوانی رسیدند
حسن حسنزاده، مدیر مرکز توانبخشی امیرالمؤمنین آذرشهر، با اشاره به فعالیت این مرکز در ساختمانی چهارطبقه با زیربنای ۶۰۰ مترمربع میگوید: «۵۲ مددجو تحت پوشش داریم و طی ۲۳ سال گذشته به ۵۸۶ فرد دارای معلولیت خدمات ارائه شده که حدود ۸۰ درصد آنها به مرحله بازتوانی رسیدهاند.» به گفته او، ۶۵ درصد هزینههای مرکز از سوی سازمان بهزیستی تأمین میشود. حسنزاده از شناسایی ۳۷ مورد اوتیسم در شهرستان خبر میدهد که ۱۴ نفر ثبتنام شدهاند و عمدتاً زیر ۲۰ سال دارند. او هزینههای بالای خدمات توانبخشی را از مشکلات این حوزه میداند و میگوید: «کوتاهترین دوره درمان دستکم شش ماه طول میکشد و تأمین هزینههای مستمر درمان فشار زیادی بر خانوادهها وارد میکند.»

از مرکز که بیرون میآیم، تصویرها یکییکی از ذهنم میگذرند؛ خورشیدی که سیاه کشیده شد تا پدر نسوزد، دختری که روی ویلچر از عشقش به تراکتور میگوید، مادری که هنوز چشمانتظار شنیدن «مامان» است و گروهی که پشت درهای بسته سالن تمرین، خودشان را برای صحنهای بزرگتر آماده میکنند. راستش را بخواهید، وقتی راهی این بازدید شدم فکر نمیکردم با این حجم از استعداد و امید روبهرو شوم؛ جایی که معلولیت نه نقطه پایان، که نقطه شروع یک روایت تازه است. اینجا آدمها یاد گرفتهاند با رنگ، با صحنه و با هر ابزاری که در دست دارند، حرفشان را به دنیا بگویند — و چه خوب که حالا دنیا هم دارد گوش میدهد.




























